فرزندآوری؛ با بخشنامه یا با سفرههای گشاده؟

به قلم: معصومه قاسمی سوچلمائی
۳۰ اردیبهشت، روز ملی جمعیت، دوباره از راه رسید. روزی که تریبونها بار دیگر پر میشوند از آمارهای نگرانکننده و توصیههایی که گویی قرار است با کلمات، جمعیت کشور را تکثیر کنند. اما حقیقتِ ماجرا، فرسنگها با این سخنرانیها فاصله دارد.
خطاب به حضرات مسئول باید گفت: فرزندآوری پیش از آنکه یک عدد یا یک «هدفگذاری» در جدولهای آماری شما باشد، «امید به آینده» است. نمیشود مدام از جوانی جمعیت و «ایران جوان» سخن گفت، اما چشم را بر روی کمرهای خمیدهی مستأجران، نوسانات لحظهای بازار و اضطرابِ مبهمِ فردای جوانان بست. سیاستگذاری که گمان میکند با وامهای خردِ پردردسر و وعدههای روی کاغذ میتواند شوق پدری و مادری را در دل جوانی که درگیرِ تأمین نان شب است زنده کند، راه را فرسنگها به خطا رفته است.
بیایید روراست باشیم؛ فرزندآوری، پیوستِ امنیت اقتصادی و ثبات سیاسی میخواهد، نه بیلبوردهای رنگارنگ در سطح شهر. جوانِ ما وقتی به تشکیل خانواده فکر میکند، ناخودآگاه به امنیت شغلیاش، به قیمت شیرخشک و پوشاک و به افق روشنی برای فردای آن کودک نگاه میکند. نمیشود از یکطرف راه تنفس اقتصادی مردم را با محدودیتهای عجیبوغریب (از سرعت اینترنت گرفته تا سختگیری بر کسبوکارهای نوپا) بست و از طرف دیگر توقع داشت خانوادهها با آغوش باز به استقبال هزینههای سنگین زندگی بروند.
سیاست درست در حوزهی جمعیت، مبارزه با تورمی است که مثل بختک روی سر خانوادهها افتاده است. توسعهی پایدار و جوانیِ ایران، میوهی درختِ «رفاه و آرامش» است. اگر میخواهید ایران جوان بماند، به جای صدور بخشنامههای پیدرپی، ریشههای این درخت را با تدبیر و ثبات آبیاری کنید. باید به مردم ثابت کرد که فردای فرزندانشان در این خاک، از امروزِ خودشان روشنتر است.
جمعیت، ثروت یک کشور است؛ اما این ثروت را نباید با دستور و فرمان طلب کرد. جوانی ایران در گرو عزت خانوادههای ایرانی و سفرههای گشاده است، نه فقط شعارهای قشنگ پشت تریبون.
عزت ایران و جوانیِ وطن، تنها در سایهی عدالت و رفاه میسر است.



